مامان محمدرضا
قشنگم، شیرینم ، هرجا می رم برای معرفیم می گم من مامان محمدرضا هستم تازه اگه کسی کارم داشته باشه می گه مامان محمدرضا .(تو خیاطی ، تو آرایشگاه ، اداره و ... )انگار همه می دونن که تو نفس منی. با تو و برای تو زنده هستم . این موضوع درباره بابایی هم صدق می کنه حتی هزار پله بالاتر تو نفس من و بابایی، عشقم ، الهی همیشه سالم باشی ، الهی دورت بگردم ، کاش الان پیشم بودی تا هزارتا بوست می کردم. نمی دونم چرا یک دفعه دلم برای چهاردست و پا رفتنات تنگ شد. چند روز پیش که برده بودمت شهربازی، توی تونل باید چهاردست و پا می رفتی ، چقدر نی نی شده بودی. چقدر خوردنی شده بودی، نی نی من دوستت دارم . ...


